چرا بعضی بوها را اصلا حس نمیکنیم؟چرا بعضی بوها را اصلا حس نمیکنیم؟
چرا بعضی بوها را اصلاً حس نمیکنیم؟
گاهی یک عطر را روی پوستت اسپری میکنی و بعد از چند دقیقه با خودت میگویی:
«دیگه بوش نمیاد!»
اما شخص دیگری کنار تو میایستد و میگوید:
«اتفاقاً خیلی هم بوش میاد!»
آیا عطر ناپدید شده؟
نه، لزوماً.
ممکن است مشکل از خود عطر نباشد؛ بلکه سیستم بویایی ما به آن بو عادت کرده باشد.
برای فهم این موضوع باید با سه مفهوم آشنا شویم:
Odor Threshold = آستانه بویایی
Olfactory Adaptation = سازگاری بویایی
Olfactory Fatigue = خستگی بویایی
۱. Odor Threshold چیست؟
Odor Threshold (اُدِر تِرِشهُلد) = آستانه بویایی
آستانه بویایی یعنی کمترین غلظتی از یک ماده که یک انسان بتواند وجود آن را تشخیص دهد.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
آستانه بویایی برای همه مواد یکسان نیست.
بعضی مولکولها در غلظت بسیار کم قابل تشخیصاند.
بعضی دیگر برای اینکه حس شوند، باید غلظت بیشتری داشته باشند.
بنابراین نمیتوان گفت:
«هرچه ماده بیشتری داشته باشیم، حتماً بوی آن بیشتر حس میشود.»
رابطه بین غلظت ماده و شدت ادراک بو همیشه خطی نیست.
۲. Detection Threshold چیست؟
Detection Threshold (دیتِکشن تِرِشهُلد) = آستانه تشخیص
یعنی پایینترین غلظتی که فرد متوجه میشود:
«یک بویی وجود دارد.»
اما ممکن است هنوز نتواند بگوید این بو چیست.
مثلاً:
👃 «یه بویی حس میکنم.»
ولی:
❌ «نمیدونم چه بویی است.»
۳. Recognition Threshold چیست؟
Recognition Threshold (رِکِگنیشن تِرِشهُلد) = آستانه شناسایی
در این سطح، فرد علاوه بر تشخیص وجود بو، میتواند ماهیت آن را نیز بهتر شناسایی کند.
مثلاً:
Detection:
«یه بوی شیرین میاد.»
Recognition:
«این بوی وانیله.»
پس:
Detection = فهمیدن اینکه بو وجود دارد
Recognition = فهمیدن اینکه آن بو چیست
چرا دو نفر یک عطر را متفاوت حس میکنند؟
اینجا وارد تفاوتهای فردی میشویم.
سیستم بویایی افراد کاملاً یکسان نیست.
تفاوت در:
- ژنتیک
- سن
- تجربه
- شرایط محیطی
- وضعیت بینی
- میزان توجه
- و سابقه مواجهه با بوها
میتواند روی ادراک تأثیر بگذارد.
به همین دلیل ممکن است یک ماده برای یک نفر بسیار واضح باشد و برای فرد دیگری بسیار ضعیفتر احساس شود.
اما اتفاق عجیبتر چیست؟
ممکن است تو یک عطر را اسپری کنی و در ابتدا خیلی واضح آن را حس کنی.
بعد از چند دقیقه:
دیگر خودت نمیتوانی آن را حس کنی.
اما شخص دیگری که تازه وارد اتاق شده:
بلافاصله آن را تشخیص میدهد.
این پدیده بسیار مهم است.
Olfactory Adaptation
Olfactory Adaptation (اُلفَکتوری اَدَپتِیشن) = سازگاری بویایی
مغز چرا این کار را میکند؟
سیستم عصبی ما دائماً با اطلاعات محیط بمباران میشود.
اگر مغز قرار بود هر محرک ثابت را با همان شدت اولیه پردازش کند، خیلی سریع با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو میشد.
بنابراین در مواجهه مداوم با یک بوی ثابت، پاسخ سیستم بویایی میتواند کاهش پیدا کند.
یعنی:
بو هنوز وجود دارد، اما مغز به آن کمتر توجه میکند.
این موضوع برای عطر بسیار مهم است.
مثال خیلی ساده
وارد یک اتاق میشوی.
در اتاق بوی قهوه وجود دارد.
در چند ثانیه اول:
☕ «وااای، چقدر بوی قهوه میاد!»
بعد از ۱۰ یا ۲۰ دقیقه:
😐 «دیگه اصلاً بوی قهوه نمیاد.»
اما اگر شخص جدیدی وارد اتاق شود:
☕ «اینجا قهوه درست کردین؟»
بو از بین نرفته.
ادراک تو تغییر کرده است.
این اتفاق برای عطر هم میافتد
فرض کن عطرت را صبح روی گردنت اسپری کردی.
در ابتدا:
خیلی واضح
بعد از مدتی:
کمتر محسوس
بعد:
تقریباً نامحسوس برای خودت
اما ممکن است شخصی که تازه تو را میبیند، عطر را کاملاً حس کند.
این یکی از دلایلی است که:
«من دیگه بوی عطر خودم رو حس نمیکنم»
به معنی:
«عطرم دیگه پخش نداره»
نیست.
Olfactory Fatigue چیست؟
Olfactory Fatigue (اُلفَکتوری فَتیگ) = خستگی بویایی
این اصطلاح معمولاً برای کاهش توانایی ادراک یک بو پس از مواجهه مداوم با آن استفاده میشود.
در صحبت روزمره ممکن است مردم این دو اصطلاح را به جای هم استفاده کنند، اما در ادبیات علمی، Adaptation و Fatigue دقیقاً یک مفهوم نیستند.
برای مقالات سایت بهتر است این تفاوت را حفظ کنیم.
یک آزمایش جالب
یک عطر را روی پوستت اسپری کن.
در ۵ دقیقه اول:
👃 بو را بررسی کن.
بعد از ۳۰ دقیقه:
👃 دوباره بررسی کن.
بعد از ۲ ساعت:
👃 دوباره.
حالا از شخص دیگری بخواه همان محل را بو کند.
ممکن است تو بگویی:
«تقریباً هیچی نیست.»
اما او بگوید:
«نه، کاملاً حس میشه.»
این تجربه ساده نشان میدهد که:
شدت ادراکشده ≠ مقدار واقعی ماده روی پوست
چرا نباید دائماً عطر را دوباره اسپری کنیم؟
یکی از اشتباهات رایج همین است.
فرد عطر را اسپری میکند.
بعد از نیم ساعت دیگر آن را حس نمیکند.
پس:
اسپری مجدد
بعد دوباره:
اسپری مجدد
و بعد:
اسپری مجدد
در حالی که اطرافیان ممکن است عطر را کاملاً شدید حس کنند.
این میتواند باعث:
Olfactory Overload
Olfactory Overload (اُلفَکتوری اُوِرلُود) = بار بیش از حد بویایی
شود.
یعنی محیط آنقدر با محرکهای بویایی پر شود که تجربه بویایی ناخوشایند یا خستهکننده شود.
چرا بعضی مولکولها برای بعضی افراد عجیب رفتار میکنند؟
اینجا میرسیم به یکی از جذابترین موضوعات عطرشناسی:
Individual Olfactory Sensitivity
Individual Olfactory Sensitivity (ایندیویجوال اُلفَکتوری سِنسیتیویتی) = حساسیت بویایی فردی
افراد از نظر توانایی تشخیص و شدت درک بوها با یکدیگر متفاوتاند.
این تفاوتها میتواند حتی به ژنتیک مربوط باشد.
به همین دلیل بعضی افراد نسبت به برخی مولکولها:
Hyperosmic
Hyperosmia (هایپِراُسمیا) = حساسیت بویایی بالا
دارند.
و بعضی افراد نسبت به برخی بوها:
Hyposmic
Hyposmia (هایپواُسمیا) = کاهش حساسیت بویایی
هستند.
Anosmia چیست؟
و حالا یک اصطلاح بسیار مهم:
Anosmia (اَنُسمیا) = ناتوانی در تشخیص بو
یعنی فرد توانایی تشخیص یک بو یا بوها را ندارد.
اما یک نکته مهم:
Anosmia میتواند عمومی یا اختصاصی باشد.
گاهی فرد بهطور کلی کاهش شدید حس بویایی دارد.
اما گاهی نسبت به یک ماده یا گروه خاص از بوها حساسیت بسیار کمی دارد.
Specific Anosmia چیست؟
Specific Anosmia (اِسپِسیفیک اَنُسمیا) = نابویایی اختصاصی
یعنی فرد ممکن است یک ترکیب بویایی خاص را بسیار ضعیف یا اصلاً حس نکند، در حالی که بسیاری از بوهای دیگر را کاملاً طبیعی تشخیص میدهد.
این موضوع در دنیای عطر فوقالعاده مهم است.
چون ممکن است:
یک مولکول در فرمول برای تو تقریباً نامرئی باشد،
اما برای شخص دیگری بسیار واضح باشد.
Iso E Super و تفاوت ادراک
اینجا میتوانیم یکی از مثالهای معروف صنعت عطر را وارد کنیم:
Iso E Super
بعضی افراد این ماده را بسیار واضح حس میکنند.
بعضی دیگر آن را بسیار ضعیفتر تجربه میکنند.
و بعضی افراد ممکن است در یک تست کوتاه، تقریباً متوجه حضور مشخص آن نشوند.
این موضوع یکی از دلایلی است که تجربه عطر بین افراد میتواند بسیار متفاوت باشد.
Ambroxan هم همینطور؟
Ambroxan (اَمبروکسان) نیز میتواند بین افراد تجربه متفاوتی داشته باشد.
یک نفر ممکن است آن را:
عنبرین، خشک، چوبی و تمیز
توصیف کند.
فرد دیگری ممکن است بیشتر:
حس معدنی یا خشک
از آن دریافت کند.
و فردی دیگر ممکن است در یک فرمول خاص اصلاً نتواند شخصیت مشخص آن را جدا کند.
این تفاوت لزوماً به این معنی نیست که ماده در عطر وجود ندارد.
چرا وقتی قهوه بو میکنیم میگویند بینیمان ریست میشود؟
احتمالاً این را شنیدهای:
«بین تست چند عطر، قهوه بو کن تا بینیات ریست شود.»
اما این توصیه را نباید یک قانون علمی قطعی بدانیم.
قهوه ممکن است به عنوان یک بوی متفاوت توجه بویایی را تغییر دهد، اما اینکه واقعاً حس بویایی را به معنای دقیق کلمه «Reset» کند، تعبیر علمی دقیقی نیست.
Reset
Reset (ریسِت) = بازنشانی
اصطلاحی عامیانه است، نه یک مکانیزم علمی دقیق.
پس برای تست چند عطر چه کار کنیم؟
روش بهتر این است که:
۱. بین تستها زمان بدهیم.
۲. از تعداد زیادی عطر پشت سر هم استفاده نکنیم.
۳. عطر را در محیطی با بوهای مزاحم زیاد تست نکنیم.
۴. تست روی پوست را با فاصله انجام دهیم.
۵. به جای فقط یک لحظه، تحول رایحه را بررسی کنیم.
چرا تست روی کاغذ و پوست متفاوت است؟
این هم موضوع بسیار مهمی است.
Blotter
Blotter (بلاتِر) = کاغذ تست عطر
با پوست انسان یکسان نیست.
روی پوست، عواملی مانند:
- دمای پوست
- چربی پوست
- رطوبت
- شرایط محیط
میتوانند روی رفتار مواد و تجربه بویایی تأثیر بگذارند.
بنابراین:
تست روی بلاتر برای مقایسه مفید است.
تست روی پوست برای شناخت رفتار واقعی عطر روی بدن مهمتر است.
نکته مهم درباره «پخش بو»
این مقاله یک اشتباه رایج را هم اصلاح میکند.
Projection (پروجِکشن) = میزان حضور و انتشار قابل ادراک عطر در اطراف فرد
و:
Longevity (لانجِوِتی) = طول مدت باقیماندن رایحه
دو چیز متفاوتاند.
ممکن است عطری:
ماندگاری زیادی داشته باشد
اما:
پخش بسیار کمی داشته باشد.
یا برعکس.
و مهمتر:
چیزی که خودت حس نمیکنی، الزاماً چیزی نیست که دیگران هم حس نمیکنند.
پس چرا بعضی وقتها فکر میکنیم عطرمان ضعیف شده؟
سه احتمال مهم وجود دارد:
۱. واقعاً شدت رایحه کاهش پیدا کرده.
به دلیل تبخیر و کاهش غلظت مواد فرارتر.
۲. سیستم بویایی ما سازگار شده.
Olfactory Adaptation
۳. هر دو اتفاق همزمان رخ دادهاند.
و این حالت بسیار رایج است.
یک جمله مهم برای سایت MRNOSE
میتوانیم این را به عنوان یک نکته برجسته داخل مقاله قرار دهیم:
«نبوییدن عطر، الزاماً به معنی نداشتن بو نیست؛ گاهی بینی و مغز شما فقط دیگر به آن توجه نمیکنند.»
این جمله هم ساده است، هم مفهوم علمی مقاله را منتقل میکند.
جمعبندی مقاله
Odor Threshold
آستانهای است که یک ماده از آن سطح به بعد میتواند قابل تشخیص شود.
Detection Threshold
حداقل سطحی که وجود یک بو قابل تشخیص میشود.
Recognition Threshold
سطحی که در آن میتوان ماهیت بو را بهتر شناسایی کرد.
Olfactory Adaptation
کاهش پاسخ ادراکی به یک بوی ثابت پس از مواجهه مداوم.
Olfactory Fatigue
اصطلاحی برای کاهش عملکرد یا حساسیت بویایی پس از مواجهه طولانی یا شدید.
Specific Anosmia
ناتوانی یا حساسیت بسیار پایین نسبت به برخی بوهای خاص.
و مهمتر از همه:
👃 چیزی که «نمیبویی» لزوماً وجود ندارد؛ ممکن است سیستم بویایی تو دیگر آن را به شکل برجسته پردازش نکند.
اصطلاحات مهم این مقاله
Odor Threshold = آستانه بویایی
Detection Threshold = آستانه تشخیص
Recognition Threshold = آستانه شناسایی
Olfactory Adaptation = سازگاری بویایی
Olfactory Fatigue = خستگی بویایی
Olfactory Overload = بار بیش از حد بویایی
Individual Olfactory Sensitivity = حساسیت بویایی فردی
Hyperosmia = حساسیت بویایی بالا
Hyposmia = کاهش حساسیت بویایی
Anosmia = ناتوانی در تشخیص بو
Specific Anosmia = نابویایی اختصاصی
Projection = انتشار/پخش قابل ادراک
Longevity = ماندگاری
Blotter = کاغذ تست عطر
Reset = بازنشانی
دیدگاهها (۰)
هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.